♫ ♪ آهنــــگ دل ♪ ♫
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

شـده  یلـدا  مقارن با محــرم

      نمـی دانـم بخنـدم یا بگـریم ؟

مبارک ، تسلیـت عیـد وعزاتان

      پس از شادی بخور یک ذره هم غم

قال علی بن الحسین علیه السلام :

خَفِ اللَّهَ لِقُدرَتِهِ عَلَیکَ واستَحىِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنکَ .

از قدرت خداوند بر خویش بترس و از نزدیکى‏اش به خود شرمگین باش.

بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 160


حاکمان بنی امیه و تمام کسانی که از اهل بیت علیهم السلام بغض و کینه‏ای به دل داشتند، تمام سعی و تلاششان این بود که با تبلیغات سوء بر علیه این خاندان، آنان را به انزوا کشانده و محبت مردم را نسبت‏به آنان کم کنند و نور ولایت را خاموش سازند «یریدون لیطفؤوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولوکره المشرکون‏» (۲۳); «آن‏ها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، ولی خداوند نور خود را کامل می‏کند، هر چند کافران خوش نداشته باشند .»
ولی با همه این دسیسه‏ها و نیرنگ‏ها و تبلیغات سوء، این خاندان در بین مردم مقام و منزلت والایی داشتند و مورد احترام و تکریم واقع می‏شدند .
 
داستان

نقل شده که هشام بن عبدالملک از حکام بنی امیه، برای انجام فریضه حج عازم مکه شد، به هنگام طواف، وقتی می‏خواست‏حجر الاسود را استلام کند، به خاطر ازدحام جمعیت، موفق به این کار نشد، سپس منبری را در کنار حرم گذاشتند و هشام بر روی آن نشست و لشکریان دور او را گرفتند، در همین موقع امام سجاد علیه السلام وارد شد، در حالی که عبایی بر دوش مبارکش بود ; «احسن الناس وجها واطیبهم رائحه، بین عینیه سجاده ; زیباترین مردم از نظر صورت و خوشبوترین مردم بود و در بین دو چشمش (محل سجده) علامت ‏سجده نمایان بود .»
امام علیه السلام در حال طواف هنگامی که نزدیک حجر الاسود رسید، مردم به خاطر هیبت او و به نشانه تجلیل و احترام، کنار رفتند تا ایشان حجر الاسود را استلام کنند . هشام، از این موضوع خشمگین شد . یکی از اطرافیان هشام، پرسید: این شخص کیست که مردم این گونه احترامش می‏کنند؟ فرزدق (شاعر معروف عرب) که آن حضرت را شناخته بود گفت : من او را می‏شناسم و بالبداهه شروع به خواندن اشعاری نمود و ابیات زیادی را در فضائل امام علیه السلام بیان نمود که به چند بیت از آن اشاره می‏کنیم :

هذا الذی تعرف البطحاء و طاته
          والبیت ‏یعرفـه و الحل و الحـرم
هــذا بـن خیــر عبـاد الله کلهــم
          هذا التقی النقـی الطاهــر العلــم
اذا راتـه  قریـش  قـال  قائلهــا
          الی مکارم هــذا  ینتهی  الکـرم
..................

«این کسی است که بطحاء (نام مکانی در مکه معظمه) جای پایش را می‏شناسد و خانه کعبه و حرم و بیرون حرم با او آشناست . »
این شخص ، پسر بهترین تمام بندگان است و پرهیزگار ، برگزیده ، پاکیزه ، نشانه و راهنما است .
هنگامی که قریش او را ببینند ، گوینده آن‏ها می‏گوید : کرم و جود، به مکارم او ختم می‏شود . »
در این هنگام ، هشام به شدت عصبانی شد و دستور داد فرزدق را در مکانی به نام «عسفان‏» بین مکه و مدینه ، زندانی کنند .
 
تهذیب الکمال، ص‏۴۰۰; سیر اعلام النبلاء،  ص‏۳۹۸; مناقب ابن شهر آشوب ، ص‏۱۸۳; حلیه الاولیاء،  ص‏۱۳۹

 

بخشی از خطبه انقلاب آفرین حضرت سجاد در کوفه

یا ایها الناس، من عرفنی فقد عرفنی! و من لم یعرفنی فانا علی بن الحسین المذبوح بشط الفرات من غیر ذحل و لا ترات، انا ابن من انتهک حریمه و سلب نعیمه و انتهب ماله و سبی عیاله، انا ابن من قتل صبرا فکفی بذلک فخرا.

ای مردم! آن که مرا می‎شناسد که می‎شناسد؛ و آن که مرا نمی‎شناسد، من علی فرزند حسین(علیه‎السلام) هستم. همان که در کنار نهر فرات سر مقدسش را از بدن جدا کردند بی آن که جرمی داشته باشد و حقی داشته باشند!

من فرزند آن آقایی هستم که حریم او هتک شد؛ آرامش او ربوده شد؛ و مالش به غارت رفت و خاندانش به اسارت رفت.

من فرزند اویم که (دشمنان انبوه محاصره‎اش کردند و در تنهایی و بی یاوری بی آن که کسی را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را برای او بشکافد) به شهادتش رساندند. البته اینگونه شهادت(شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت) افتخار ماست.

[ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ ♫ Iraj ♫ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

اگر پرسنـد از مـن زنـدگانی چیست ؟؟؟ خواهـم گفـت : همیشـه جستجو کردن جـهـان بهتــری را ، آرزو کـردن ........ الهـی یا بده آنچه را می خواهـم یا بگیـر آنچه را نمی خواهی !!!
موضوعات وب
امکانات وب