♫ ♪ آهنــــگ دل ♪ ♫
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

یک روز به قصد زیارت امیر المومنین حضرت علی علیه السلام از کربلا خارج شدیم . هر شیعه ای آرزوی زیارت امیر المومنین علیه السلام  در نجف را داره ... وقتی نجف رسیدیم تو یک هتل اقامت کردیم نزدیک حرم . دو روز و یک شب نجف بودیم شب ها حال و هوای خوبی داره حرم آقا  . 


یادمه بعد از ظهری رفتم حرم حضرت علی علیه السلام وقتی کبوترای حرم را دیدم به دلم افتاد براشون گندم بخرم - از حرم زدم بیرون به قصد خریدن گندم  بیشتر از نیم ساعت تو بازار گشتم ولی گندم پیدا نکردم خیلی دلم گرفت . روز دوم به دیدار آیه الله العظمی سیستانی رفتیم منزل ایشون نزدیک حرم بود . مردم جمع شده بودند جلوی درب منزل و یکی یکی بازرسی میشدن و وارد میشدند . ایشان در اتاقی نشسته بود و افراد به نوبت خدمت ایشان میرسیدند  و به هر نفر ده هزار دینار به عنوان هدیه میدادند . خیلی خوش سیما و جذاب بود  من بعد از سلام و احوال پرسی و دست بوسی التماس دعا گفتم . فرمود اهل کجایید ؟ گفتم از اصفهان میام . گفتند : به به اصفهانی هستید؟ و دعا کردند برام .

بعد از ظهر روز دوم اقامت در نجف به  مسجد کوفه رفتیم ...

وارد مسجد کوفه که شدیم اول جایی که نظر ادم را جلب میکنه بارگاه حضرت مسلم بن عقیل بود . یادمه  تا نگاهم به سر در ورودی حرم مسلم افتاد که نوشته شده بود ..

السلام علیک یا سفیر المظلوم الامام الحسین (ع) بغض گلومو گرفت .

در همان مکان در چند متری قبر مسلم قبر و ضریح  مختار ثقفی بود . خیلی مختار را دوست دارم .

همیشه تو قلبم محبت مختار بود و از اینکه مزار مختار را زیارت میکردم خوشحال بودم .

 شروع کردم به خوندن زیارتنامه مختار ...  

السلام علیک یا مسر محمد المصطفى 


السلام علیک یا مسر علی المرتضى

 
السلام علیک یا مسر فاطمة الزهراء


السلام علیک یا مسر الحسن المجتبى


السلام علیک ایها الاخذ بثار الحسین غریب و شهید کربلاء

 
السلام علیک یا من ادخل السرور علی الائمه الاطهار الابرار


السلام علیک یا ابا اسحاق المختار ...

حال خوبی  داشتم حالتی مثل هیجان و شور و ذوق و غرور ....

روبروی بارگاه مسلم و مختار بارگاه هانی بن عروه بود ...

هانی بن عروه بن الفضفاض بن عمران مرادی یکی از بزرگان کوفه و رئیس بنی مراد و از یاوران نزدیک امیرمؤمنان بود.
هنگامی که مسلم بن عقیل از طرف امام حسین علیه السلام به کوفه آمد، هانی کمک‌های زیادی به او ‌کرد و خانه‌اش پناهگاه اصحاب مسلم و محل جمع‌آوری سپاه شد.
عبیدالله بن زیاد به جست‌وجوی مسلم بن عقیل پرداخت. وی در خانه هانی بن عروه پنهان شده بود.
ابن زیاد همیشه هانی را بزرگ می‌داشت و به او احترام می‌گذاشت. هنگامی که این خبر به او رسید سخت خشمگین شد و هانی را نزد خود خواند و وی را سرزنش کرد. هانی ابتدا انکار و سپس اعتراف کرد؛ اما از تسلیم مسلم به عبیدالله سرباز زد. در نتیجه ابن زیاد وی را دستگیر کرد و با این که رئیس قبیله بود، او را بر زمین کشیدند و بردند. اگر یکی از رؤسای قبایل نیز با استبداد و خشونت ابن زیاد مخالفت می‌کرد، افراد قبیله‌اش جرأت حمایت از او را نداشتند.
سرانجام به دستور ابن زیاد، هانی بن عروه را به همراه مسلم بن عقیل، روز هشتم ذیحجه سال 60هجری، در دارالاماره کوفه گردن زدند و اجساد اّنان را از بالای بام به زیر انداختند.
خبر شهادت مسلم و هانی در بین راه کوفه در محلی به نام « ذات عرق » به امام حسین علیه السلام رسید؛ در حالی که اّن حضرت همراه خانواده به سوی کوفه در حرکت بود .

 

      ادامه دارد ...

[ سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ ♫ Iraj ♫ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

اگر پرسنـد از مـن زنـدگانی چیست ؟؟؟ خواهـم گفـت : همیشـه جستجو کردن جـهـان بهتــری را ، آرزو کـردن ........ الهـی یا بده آنچه را می خواهـم یا بگیـر آنچه را نمی خواهی !!!
موضوعات وب
امکانات وب