|
♫ ♪ آهنــــگ دل ♪ ♫ | ||
|
قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقی الهادی (علیه السلام) : مَنِ اتَّقىَ اللهَ یُتَّقى، وَمَنْ أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ.
حضرت امام هادی (علیه السلام) فرمود : کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد ،دیگران مطیع او مى شوند و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد ، پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گیرد. بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۱۸۲، ح ۴۱
مرحوم قطب الدّین راوندى ، ابن حمزه طوسى ، إ ربلى و برخى دیگر از بزرگان رضوان اللّه تعالى علیهم به نقل از جماعتى از اهالى اصفهان مانند ابوالعبّاس احمد بن نصر و ابوجعفر محمّد بن علویّه آورده است :
ادامه مطلب [ شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٢ ب.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
عبدالله بن مبارک مرد موفقی بود تا بجائیکه هر چند سال یکبار بمکه معظمه مشرف و عمل حج را انجام میداد ، او میگوید سالی بهمین منظور از خانه خارج شدم و در یکی از منازل به زنی سیده برخورد کردم که مرغابی مرده ای را از زمین برداشته و پر میکند ، بنزدیک رفته و گفتم مگر تو مسلمان نیستی ؟ مگر نمیدانی خوردن میته مردار حرام است . گفت کاری که برایت فایده ندارد بلکه اگر بدانی ناراحت میشوی چرا میپرسی این حرف باعث شد که من بیشتر ازاو بپرسم ، باصرار زیاد گفت من زنی علویه ام و چهار دختر یتیم دارم که پدرشان چندی قبل از دنیا رفته و اکنون چند روزی است که ما چیزی نخوردیم چون در حال اضطرار قرار گرفتیم و خوردن مردار بر ما حلال گردیده این مرغابی را پیدا کرده و میخواهم از این حیوان مرده جهت فرزندان یتیم خودم غذا تهیه کنم . از شنیدن این جریان ناراحت شدم و با خود گفتم چنین فرصتی را برایگان از دست مده باو اشاره کردم که دامنت را باز کن ، چون باز کرد دینارها را در دامن او ریختم . زن با قیافه شکفته در عین حال آمیخته با شرم و خجلت سر بزیر افکند و رفت و من چون هزینه سفرم را از دست داده بودم از همانجا سوی منزلم برگشتم و آن سال از این مسافرت پر فیض منصرف شدم ، آنقدر بودم تا اینکه مردم از مکه برگشتند و خبر مراجت حجاج بما رسید ، من نیز بدیدار بعضی از حجاج محل خودم رفتم ولی عجیب اینستکه وقتی مرا می دیدند میگفتند شما را در فلان و فلان محل دیدیم ، منکه بانها تهنیت و تبریک ورود میگفتم آنها نیز متقابلا بمن تبریک میگفتند و قبولی حجم را از خداوند متعال میخواستند همان شب با اندیشه و فکر بخواب رفتم ، در عالم رویا حضرت رسول اکرم ص را دیدم که بمن فرمود ای عبدالله چون بیکی از فرزندانم کمک نمودی خداوند ملکی را بصورت تو خلق کرده تا برایت هر سال تا روز قیامت عمل حج انجام دهد ، اینک می خواهی پس از این به حج برو و می خواهی ترک کن.
زاهد به ره کعبـه رود کین ره دین است خوش میرود اما ره مقصود نه این است
منابع : ریاحین الشریعه ، شجره طوبی ، سبط ابن جوزی ، کشکول بحرانی ، پند تاریخ
[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٧ ب.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
|
||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||