|
♫ ♪ آهنــــگ دل ♪ ♫ | ||
|
نــو بهــار اسـت ولــی هـوای دلــم زمستانیست سهــم مـن از دنیــا فقــط غـم و پریشانیست بگـــذار نگــویــــم درد ، در سینــه نگـــه دارم کس فکر کسی نبود دلهــا همـه ظلمانیست چه روز گار عجیبی عصر تهاجمات ضـد انسانیست قحط ایمـان شده لیک در بازار گناه فراوانیست دلم گرفته و امشب باز هـوای دلم بارانیست سهــم مــن از دنیا فقط غـــم و پریشانیست دلــم گرفته و نومیــد و خسته ام از ایـن دنیا برس به فریادم تو ای خـدا این چه زندانیست خطا نمـود آدم و رانـده شـد از بهشـت بـریـن به جرم ادم هبوط کرده ایـم این چه تاوانیست !! جهان بی وجود ولی همیشه سـرد و ظلمانیست پر از گناه و ظلم و فساد و غم و پریشانیست رسان تو فصل ظهــورش که فصـل اوج بشر بســوی کمال و نـور و ارزش های انسانیست
[ شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٧ ب.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
مهدیا هر طرفی در طلبت رو کردم هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم آفتابا به سر شیعـه دل خسته بتاب تا نگوینــد کـه بیهـوده هیـاهـو کردم
دارم غروب میکنم آقا طلوع کن . . .
[ جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٦ ق.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
زمستــان نیـــز رفـــت امــا بهـــارانــی نمی بینـم بــر ایـــن تکــرار در تکــرار پایـانــی نمــی بینــم بـه دنبال خودم چـون گـرد بادی خستــه می گردم ولی از خویـش جز گــردی بــه دامانی نمی بینم به غواصان بگو کافیست هر چه بی سبب گشتند در ایـن دریـای طوفـان دیـده مـرجانــی نمی بینـم چه بر ما رفته است؟ ای عمر ! ای یاقوت بی قیمـت ! کـه غیــر از مــرگ گرد نبنـــد ارزانــی نمـی بینـم زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟! که مـی گــردم ولــی زلــف پریشـانــی نمی بینـم خدایا عشق درمانی به غیـر از مـرگ می خواهد که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم ... فاضل نظری
[ چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٥ ب.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
خستگی هامو بگیریـن، غـــم چشمهـامو بگیریــن دردو از تنـــم بگیـریـن ، بزارین برم از اینجا... جنگ من با تن تمومه، بــردن و باختــن تمــــومــه بــزاریــن بـــرم از اینجـــا ، مونــدن و رفتــن تمومه... نمی خوام و نمی تونم، بـه لبـــم رسیـــــده جـــونـــم نزاریــــن اینجــا بمــونــــم ، بزاریــن بــرم از اینجـــا...
[ پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱۸ ق.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
بهــار دلـکــش رسـیــد و دل بجــا نبـاشـد از آن کـه دلبـر دمـی بـه فکـر مـا نباشـد در ایــن بهــار ای صنــم بیـا و آشتـی کـن کـه جـنـگ و کیـن با مـن حـزین روا نباشـد صبحدم بلبل بر درخت گل خـدا به خنده میگفت نازنینان را مه جبینان را خـدا وفـا نباشد اگر که با این دل حزین تو عهد و بستی حبیــب مــن با رقیـب مــن چرا نشستی چــرا دلــم را حبیــب من ز کینه خستی بیا در برم از وفـا یک شـب ای مه نخشب تــــازه کـــن عـهــدی کـه بــر شکستــی
لینک دانلود با صدای علیرضا قربانی http://sargarmii.persiangig.com/audio/Tasnif%20Bahare%20Delkash%20%28ghorbani%29.wma [ جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٥ ب.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر آسمـان بی هــدف ، بادهــای بی طـرف ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان ! آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح ! مثل شعــر ناگهان ، مثل گریــه بی امان ای مسافر غـریب ، در دیار خویشتن از کویر سوت و کور ، تا مرا صدا زدی این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
[ چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۸ ب.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
از زنـدگی از ایـن همـه تکـرار خستـه ام
از هـای وهـوی کوچـه و بازار خستـه ام
دلگیــرم از ستـاره و آزرده ام ز مــاه
امشب دگر زهر چه و هر کار خستـه ام
دل خسته سـوی خانـه تـن خستـه می کشم
آوخ کزیـن حصار دل آزار خستـه ام
بیزارم از خمـوشی تقـویـم روی میـز
وز دنگ دنگ ساعـت دیـوار خستـه ام
از او که گفت یار تـو هستـم ولی نبـود
از خود که بی شکیبم و بی یار خستـه ام
تنهـا و دل گرفتــه و بیـزار و بـی امیــد
از حال من مپرس که بسیـار خسته ام
محمدعلی بهمنی
![]() [ دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥۱ ق.ظ ] [ ♫ Iraj Mirza ♫ ]
زندگـی آرام است مثـل آرامـش یک خـواب بلنـد زندگی شیرین است مثل شیرینی یـک روز قشنگ زندگـی رویایی اسـت مثـل رویـای یکی کـودک ناز زنـدگـی زیبـا است مثـل زیبایـی یـک غنچــه ی باز زندگی تک تک این ساعت هاست ... زندگی چرخش این عقربه هاست ... زنـدگـی راز دل مــادر مــن ... زنـدگی گرمـی دست پــدر است ... زندگـی مثل زمـان در گذر است ...
•**•.•*ღ زندگی شاد است غمگینش مکن ღ.•**•.• |
||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||