از زنـدگی از ایـن همـه تکـرار خستـه ام ...

از زنـدگی از ایـن همـه تکـرار خستـه ام
            از هـای وهـوی کوچـه و بازار خستـه ام
دلگیــرم  از ستـاره  و آزرده ام  ز مــاه
            امشب دگر زهر چه  و هر کار خستـه ام
دل خسته سـوی خانـه تـن خستـه می کشم
            آوخ  کزیـن  حصار دل  آزار  خستـه ام
بیزارم  از خمـوشی  تقـویـم  روی  میـز
            وز دنگ دنگ  ساعـت  دیـوار خستـه ام
از او که گفت  یار تـو هستـم  ولی  نبـود
           از خود  که  بی شکیبم و بی یار خستـه ام
تنهـا و دل گرفتــه  و بیـزار  و بـی امیــد
            از حال  من  مپرس  که  بسیـار خسته ام
 
محمدعلی بهمنی
 
/ 44 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
afshin

[گل] چهارشنبه سوری .. حال و هوای باستان رو نداره ?? [گل] شما و دوستانت آن را سنتي و ملي برگزار کنيد بگذاريد ديگران از شما بياموزند [گل] [گل] همه براي پاس داشت چهار شنبه سوري , جشن ملي مان آماده شويم [گل]

مریم

سلامممممممم خیلی آپت زیباست کیف کردم[دست]

نسیم

میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد...[گل]

نسیم

بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته آسمان پر باران چشم هایم بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟[گل]

نسیم

از فکر من بگذر خیالت تخت باشد من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد این من که با هر ضربه ای از پا در آمد تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد تصمیم دارد با خودش ،با کم بسازد تصمیم دارد هم بسوزد ،هم بسازد...[گل]

هزاران گنج(شیوا)

ایرج میرزا بی وفا شده مطلب منو دوست نداشت لایک نزد[ناراحت][ناراحت][ناراحت]

بانوی بهمن ماه

بینهایت این شعر رو دوست دارم

بهار

سلام دوست عزیز مطالبی که نوشتی خیلی قشنگه به خصوص همین شعر اگه خواستی بازم بهم سر بزن[گل][قلب][گل]

بهار

سلام اگه زحمتی نیست منو به اسم وبلاگم (از جنس بهار)لینک کنید ممنون میشم[لبخند] http//mfarzadi.persianblog.ir