بــر ایــن تکــرار در تکــرار پایـانــی نمــی بینــم ...

زمستــان  نیـــز  رفـــت   امــا  بهـــارانــی  نمی بینـم

بــر  ایـــن   تکــرار  در  تکــرار   پایـانــی   نمــی بینــم

بـه دنبال  خودم  چـون  گـرد بادی  خستــه  می گردم

ولی  از  خویـش  جز  گــردی  بــه  دامانی  نمی بینم

به  غواصان  بگو  کافیست  هر چه بی سبب  گشتند

در  ایـن  دریـای  طوفـان  دیـده  مـرجانــی  نمی بینـم

چه بر ما رفته است؟ ای عمر ! ای یاقوت بی قیمـت !

کـه  غیــر  از  مــرگ  گرد نبنـــد  ارزانــی  نمـی بینـم

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟!

که  مـی گــردم  ولــی  زلــف  پریشـانــی  نمی بینـم

خدایا  عشق  درمانی  به  غیـر  از  مـرگ  می خواهد

که من می میرم از  این  درد  و  درمانی  نمی بینم ...

فاضل نظری

/ 29 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pouya

و بهار آمده است با همه سر سبزی آسمان آبی پوش گاه با دست تو نوازش بزند بارانی تا چمن سبز بماند که ببیند چشمی

دل.آرام

ای نابترین ترانه من که روزی هزار بار می سرایمت و باز شباهنگام هزار غزل می جوشد از انگشتان بیتابم که ترا بهانه می گیرند ای زیباترین پاداش صبوریم که هر روز هزار بار متولد می شوم در انتظار آمدنت دوستت دارم [پلک][گل]

همثانیه

سلام از حضور شما خیلی ممنونم خوش آمدید خوشحال شدم ایام تسلیت

بهار

سلام همیشه شعرات قشنگهبه ما هم سر بزن[گل]

Sahar

سلام این شعر محبوب من است واقعا زیباست و آکنده از فریادی ژرف همانند همه ی اشعار فاضل نظری خسته نباشید بهترین ها از آنتان [گل][گل]

Sahar

با توام کهنه رفیق یاد ایام قشنگی که گذشت کنج قلبم گرم است در همه حال به یادت هستم ارزویم این است دل یکدانه تو سبز و بهاری باشد.. [گل][گل]

دریا ساحلی

از صميم قلب به خدا اعتماد کن. و به اشراق خودت اتکا مکن. به هر راهی می روی او را در نظر آور ، تا او راه را برايت راست کند

مریم

هیـــچـــ وقتـــــ از خـــدا نخــواستــمـــ ؛ همــــهــ ی دنیــــا مـــالــ مـــنـ بـــاشهـــ... فقـــط خــواستـــمــ... اونـــیـ کـــه دنیــــایــ منــــهـــ ؛ واســــــــه هیچــــکــــیـــ نبــــــاشــهــــ