سفرنامه عتبات (8) وداع ...

یادمه درست مقابل ایوان طلا مقابل ضریح ایستادم و شروع کردم به خداحافظی و خواندن این فراز زیارت عاشورا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ

عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ  اللَّهِ  اَبَداً  ما  بَقیتُ  وَ  بَقِىَ  اللَّیْلُ و َالنَّهارُ

وَ لا  جَعـَلــــَهُ  اللَّــــهُ  آخـــِرَ  الْعَهْـــدِ  مِنّـــى  لِــزِیـارَتِکُــمْ

اَلسَّلامُ عَلــــــَى  الْحُسَـیــْنِ  وَ  عَلــــــى  عَلـِىِّ بْنِ الْحُسَیـــْنِ

  وَ عَلـــى  اَولادِ  الْحُسَیْــــنِ  وَ  عَلـــى  اَصْحــابِ  الْحُسَیـــْنِ .

و از آقا خواستم این زیارت را زیارت اخرم قرار نده و بازم بطلبه برم پابوسش و همچنین خواستم توفیق زیارتشون را نصیب پدر و مادرم بکنه و باز خواستم مادرم را ببرم مشهد زیارت امام رضا علیه السلام - اخه مادرم تا اون سال قسمتش نشده بود !

بعد از خوندان نماز ظهر و عصر ساعت 1.30 بعد از ظهر  سوار اتوبوس شدیم و به طرف مرز مهران حرکت کردیم . از مهران به ایلام اومدیم و شب اونجا بودیم .

الان بعد از هشت سال هنوز خاطرات اون سفر ذائقه ام را شیرین میکنه و برام هنوز مثل یه رویاست .

        بذار بیام دوباره کربلاتو ببینم             بیام مثل گداها کنج حرم بشینم

دوشنبه 23 تیر ماه 1382 ساعت دو بعد از ظهر از ایلام به مقصد اصفهان راه افتادیم و سه شنبه ساعت 6 صبح به اصفهان رسیدیم و نماز صبح را در ترمینال کاوه خوندیم . و ساعت 7 صبح بود که به خونه رسیدم یادمه پدرم خدا بیامرز یه گوسفند جلوی پام قربونی کرد .

 تابستان همان سال با خانواده و مادرم عازم مشهد شدیم و اولین حاجتم بر آورده شد .

و شش سال بعد یعنی سال 1388  حاجت دومم هم بر آورده شد و پدر و مادرم  به زیارت امام حسین ع رفتند .

هر دلی میل سوی کرب و بلایش دارد        من ندانم چه سریست که در خانه اوست

اللهم ارزقنا زیارة الحسین فى الدنیا و شفاعته فی الآخرة

/ 0 نظر / 4 بازدید