بیا که تا نفسی هست ، یار هـم باشیم ...

بیا  که  تا  نفسـی  هست ،  یار هـم  باشیـم

به  غنچـه های  محبـت ،  بهـار هـم  باشیـم

بیا به سـاز وفــا بانـگ عشــق ،  سـر بدهیـم

به  نام  مهـر و صفـا  سـازگار  هـم  باشیـم

به  شادمانی هـم  ، بانـگ  شـوق  بـرداریـم

چو لالـه ، لحظـه غـم ،  داغـدار هـم  باشیم

به یک قــرار نمـانـد جهان ،  فـریـب مخـور

بدین قرار ، بیا !!  بیا !! بی قـرار هم باشیم

چـرا  بـه  جــور بکـوشیـم  و دل  بیازاریـم

که  وقت  دیدن هــم ، شرمسار  هـم  باشیـم

سمند عمـر، شتابنده است و  فرصت ، تنـگ

بیا  که  تا  نفسی  هست ،  یار  هـم  باشیـم

مهدی سهیلی

/ 3 نظر / 29 بازدید
دل آرام

ممنون عزیزم [گل][گل]میدونی شعرهای مهدی سهیلی خیلی به دلم میشینه ..شعرهاش را دوست دارم[قلب] حس میکنم تمام شعرهاش را با احساسات شخصی خودش سروده [لبخند] باز هم ممنون از انتخاب زیبات [ماچ][گل]

دل آرام

زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسش کرد حتی وقتی آرایش نداره، موهای دست و پاش یه کم در اومده دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره ... وقتـــی لباس تو رو پوشیده و خودشو گوله کرده تو تخت تو جای خالی تو که هنوز گرمای تنتو داره که سرشو فرو کرده تو بالشت که بوی تنتو با لذت با هر نفسش بکشه توی ریه هاش .... زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت و با همه شلختگی ظاهریش عاشقاااااانه بوسش کرد تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره[خنثی][قلب][گل]

دل آرام

میدونی افردای که از زنهای شلخته خوششون نمیاد ؛؛ خودشون هم باید سعی کنند بیشتر از بقیه تمیز و آراسته باشند [لبخند][قلب]